تحول معنویت

معنویت را می توان به شکل های مختلفی تعریف کرد و باید آن را از مذهبی بودن (religiosity) متمایز کرد، زیرا معنویت  منعکس کننده تجربه درونی و فردی است درحالیکه مذهبی بودن رعایت تحمیلات  بیرونی یا آداب و رسوم که ممکن است به یک سنت دینی خاص گره خورده است.

اگرچه تلاش هایی برای مرتبط دانستن نظریه تحول شناختی پیاژه با تحول معنویت صورت گرفته، تنها کارت رایت (2001) تحول معنویت را با نظریه های جدیدتر نئو پیاژه ای ها و نظریه های تحول شناخت پسا انتزاعی یکپارچه کرده است. وی پنج مرحله را برای تحول شناخت در نظر گرفته که در زیر به آن اشاره می کنیم.

در مرحله حسی حرکتی کودک هیچگونه آگاهی از قدرت بیرونی و آگاهی معنوی ندارد.

درمرحله پیش عملیاتی رابطه فرد با قدرت خارجی در سطح افسانه ای و بدون توضیح منطقی است.

در مرحله عملیات عینی رفتارهای آشکار مانند کمک به نیازمندان یا پرهیز از فعالیت های مختلف، مکانیزم  ملموسی را فراهم می کند که بوسیله آن فرد می تواند رابطه خود را با قدرت بالاتر درک کند.

در مرحله عملیات انتزاعی به جای تمرکز روی رفتار خاص به قواعد انتزاعی زیر بنایی رفتار توجه می شود. برای مثال به جای تمرکز بر عمل کمک به نیازمند، روی نوع دوستی و عشق به بشریت تمرکز می شود. اگرچه در این مرحله قابلیت استدلال انتزاعی را دارند ولی این استدلال وابسته به بافتشان است.

در مرحله پسا انتزاعی افراد از دیدگاه هایی که فرهنگشان به آنها منتقل کرده و آنها را محدود کرده بیرون می آیند و آن دیدگاه ها را به صورت جایگزین های بالقوه فرض کنند تا حقیقت مطلق. افراد در مرحله پسا انتزاعی به جای تمرکز بر اینکه چگونه می توانند رابطه خود با خدا را از طریق رفتارهای عشق و بخشش به دیگران حفظ کنند، این قواعد انتزاعی را، نیروهای وحدت بخشی در ارتباطات گسترده ای بین خود، دیگران و قدرت بالاترمی دانند.


تحول ایمان


ایمان فراتر از مذهب است و ادیان مختلف را در بر می گیرد. با چنین درک جامعی، ایمان به عنوان فرایند مرکزی و جدایی ناپذیر شناخته می شود که زیر بنای تشکیل اعتقادات، ارزش ها و معانی است. تحول ایمان در دهه 70 میلادی (فولر، 1974) و دهه 80 میلادی (فولر، 1981) چهارچوبی برای فهم چگونگی تکامل مفهوم خدا، یا وجود برتر در انسان ها، چگونگی اثر وجود برتر بر معانی، عقاید و ارزش های اصلی در زندگی خصوصی و ارتباط با دیگران ایجاد شد. جیمز فولر (1981،1991) ایمان را به عنوان "یک تجربه پویا و عمومی انسان" می پنداشت که با مذهب یکسان نیست. او تحول ایمان را به صورت هفت مرحله می دانست که 4 مرحله اول آن با چهار مرحله تحول شناختی پیاژه هماهنگ است.
مرحله صفر: ایمان اولیه (
primal faith) صفر تا دو سال. این مرحله که مبنای تحول ایمان نهایی فرد است به ایجاد اطمینان عاطفی براساس تماس بدنی، مراقبت، بازی و موارد مشابه مربوط می شود.
مرحله‌ اول‌- ایمان فرافکن/شهودی (projective/intuitive)  کودک نوپا و اوایل کودکی. کودکان‌ در سن‌ 3 تا 7 سالگی‌ دارای‌ جهت‌گیری‌ خیالبافانه‌ و تقلیدی‌ هستند. در این‌ مرحله‌ ایمان‌ بیانگر ابراز آرزوهای‌ کودک‌ است. در مرحلة‌ اول‌ فولر همانند مرحلة‌ اول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ کلبرگ‌ کودک‌ کاملاً‌ خود میان‌ بین‌ بوده‌ و در عین‌ حال‌ در خصوص‌ تابوهای‌ موجود در جامعه‌ آگاهی‌ دارد.
مرحله‌ دوم‌- ایمان لفظی/اسطوره ای (literal/ mythical) کودکی میانه سال های دبستان را در بر می گیرد. تحول توانایی تفکر منطقی مطابق با مرحله عملیات عینی پیاژه به نظم و ترتیب دادن به جهان کمک می کند. بر مبنای این توانایی کودک می تواند بین خیال و جهان واقعی تمایز قائل شود و به دیدگاه دیگران توجه کند. اعتقادات‌ و قواعد اخلاقی‌ در این‌ مرحله‌ کاملاً‌ عینی‌ و سطحی‌ هستند. نمادها و باورهای مذهبی به صورت کلامی پذیرفته می شود.
مرحله‌ سوم‌ - ایمان قراردادی/ترکیبی (conventional/synthetic)  این مرحله اوایل نوجوانی را در بر می گیرد. با استقرار تفکر عملیات صوری نوعی اعتماد نسبت به عقاید ذهنی به وجود می آید که موجب علاقه شدید نوجوان به برقراری ارتباط با خداوند می شود. در مرحلة‌ سوم‌ نوجوان‌ نسبت‌ به‌ دیدگاه ها و باورهای‌ موجود در خارج‌ از خانواده‌ آگاهی‌ می‌یابد. بنابراین‌ در این‌ مقطع‌ نوجوان دیدگاه های‌ معارض‌ با یکدیگر را در یک‌ چارچوب‌ کلی‌ با یکدیگر ترکیب‌ کرده‌ وحدت‌ می‌بخشد. ‌‌
مرحله‌ چهارم‌- ایمان فردی/تاملی (reflective/individuative)  اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی را در بر می گیرد. این مرحله، ارزیابی و بازشناسی ارزش ها و اعتقادات را شامل می شود و شامل‌ درونی‌ کردن‌ باورهای‌ فرد است. انتقال‌ از مرحلة‌ سوم‌ به‌ چهارم‌ بسیار حائز اهمیت‌ است. چون‌ با این‌ انتقال‌ نوجوان‌ و یا بزرگسال‌ باید مسئولیت‌ پذیرش‌ هرگونه‌ سبک‌ زندگی، ارزش ها و تعهدات‌ عملی‌ نسبت‌ به‌ آن ها را به‌ عهده‌ گیرد.
مرحله‌ پنجم‌ - ایمان ربط دهنده (conjunctive)   نیمه زندگی و پس از آن را در بر می گیرد. در این مرحله نوعی ارتباط بین دو موضوع متضاد برقرار می شود (مانند فهم اینکه فردی هم دارای ویژگی های زنانه و هم دارای ویژگی های مردانه است، یا اینکه چیزی هم می تواند سودمند و هم مخرب باشد). این امر، تمایل به رابطه عمیق تر با واقعیت را به واسطه نمادها برقرار می کند و افراد را به فراسوی مرزهای ایمان در مرحله فردی/تاملی سوق می دهد در این مرحله، حقایق چند بعدی و به لحاظ ساختاری مکمل درک می شود.
مرحله‌ ششم‌ - ایمان جهانشمول (universalizing)
مربوط به سن خاصی نیست و افراد نادری به آن دست می یابند. این مرحله شامل یگانگی با قدرت هستی یا خداوند، تعهد به عشق و عدالت و غلبه بر ظلم و خشونت است. کسانی‌ که‌ مرحلة‌ ششم‌ ایمانی‌ جهانی‌ را تجربه‌ کرده‌اند، احساس‌ رابطة‌ نزدیک‌ و صمیمانه‌ بین‌ خود و جهان‌ پیرامون‌ خود را گزارش‌ کرده‌اند.

بدین ترتیب، سیر تحول ایمان از عینیت و مادیات محض در کودکی به سمت پیوستن به خدا و اتصال به هستی مطلق در بزرگسالی حرکت می کند.